دیدار اعضای جهاددانشگاهی همدان با جانباز «غلامعلی ترابی‌حبیب»

2

ریاست جهاددانشگاهی همدان و جمعی از پرسنل و دانشجویان مؤسسه علمی ـ کاربردی جهاددانشگاهی با جانباز و آزاده هشت سال دفاع مقدس، غلامعلی ترابی‌حبیب دیدار کردند.

دیدار اعضای جهاد دانشگاهی همدان با جانباز «غلامعلی ترابی‌حبیب» به گزارش روابط عمومی جهاد دانشگاهی واحد همدان، رئیس جهاددانشگاهی واحد همدان در این دیدار با بیان اینکه در چهل سالگی انقلاب، نظام به بلوغ و بالندگی رسیده است، اظهار کرد: چهل‌سالگی انقلاب را مرهون از جان گذشتگی‌های کسانی که جان و مال خود را برای اهداف و آرمان های انقلاب و امام راحل(ره) فدا کردند، هستیم.

اکبر اسدی رئیس جهاددانشگاهی واحد همدان با بیان اینکه شهدا، جانبازان و آزادگان به باورهای خود که برایشان اهمیت داشت، ادای دین کردند، افزود: دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران می‌تواند توشه راهی برای دانشجویان که آینده‌سازان این کشور هستند، باشد.

وی تصریح کرد: متأسفانه انقلاب، دفاع مقدس و جان‌فشانی‌ها قدری فراموش شده که این دیدارها و خاطره‌گویی‌ها می‌تواند برای کسانی که در آینده مسئولیتی برعهده خواهند داشت، مفید باشد که اگر این فراموشی اتفاق بیافتد تاوان سنگینی باید بدهیم.

رئیس جهاددانشگاهی با بیان اینکه آزادگان سرافراز میهن در دوران اسارت سختی‌ها و شکنجه‌های بسیاری را متحمل شده‌اند، عنوان کرد: در مناطق جنگی چیزی به اسم پول، ثروت و مادیات معنا و مفهومی نداشت و هیچ کس برای کسب پست، مقام و پاداش به جبهه نرفت.

در ادامه این دیدار غلامعلی ترابی حبیب از آزادگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس با بیان اینکه در جریان عملیات والفجر ۸ به اسارت درآمده است، گفت: در عملیات والفجر ۸ که منجر به آزادسازی فاو شد و همدان نقش مهمی در این عملیات داشت، من و تعدادی از هم‌رزمانم در یک توپخانه از ساعت ۲۳ شب تا ۱۰ صبح به محاصره دشمن درآمدیم و در همین حین نیز بر اثر انفجار یک بمب، مجروح شدم.

وی با اشاره به اینکه در آن زمان ۲۸ ساله و دارای ۴ فرزند بودم، افزود: پس از ۱۶ ساعت محاصره، اسیر شدیم و ما را به نزدیکی بصره بردند، در آنجا من یکی از نیروهای بعث عراق را از طبقه دوم به پایین انداختم که همین امر موجب شد تا مورد شکنجه‌های بسیار عراقی‌ها قرار گیرم.

ترابی حبیب تصریح کرد: حدود ۳ ماه را با شهیدان تندگویان و ابوترابی در یک بند بودیم اما پس از آن، آنها را از ما جدا کرده و به سلول انفرادی بردند، دوسال خانواده از من بی اطلاع بودند تا اینکه یکی از دوستانم که اسارت مرا دیده بود به آنها خبر داد که من اسیر شده‌ام، ۷ سال در بند اسارت نیروهای بعثی بودم و در سال ۱۳۶۹ به ایران بازگشتم.

این جانباز دفاع مقدس در پاسخ به این سؤال که چرا با وجود همسر و فرزند به جبهه رفته است، گفت: من خیاط بودم که امام خمینی(ره) فرمان حضور در جبهه را صادر کرد، حرف امام (ره) برای ما حجت بود و به خاطر همین، تولیدی و خانواده را رها کردم و به فرمان امام راحل(ره) به جبهه اعزام شدم.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی آرشیو صفحات